نرسس چشمنواز
قديس نرسس، نرسس چهارم، كه بهخاطر خط خوشش به شنورهالي يا چشمنواز1 معروف بود، در 1166، بههنگام پيري، جانشين برادر بزرگش گريگور سوم پهلووني جاثليق ارمنستان شد. در روم قلعه2 اقامت گزيد. در 1173، درگذشت. شاعر، متكلم، و نحوي ارمني؛ از آباي كليساي ارمنستان. منظومهٴ بزرگي (در 8000 بيت) تأليف كرد، شامل مطالب اساسي عهد عتيق و جديد؛ منظومهٴ ديگري (2090 بيت) دربارهٴ انهدام اورفه (اِدِسا) به دست عمادالدين زنگي در 1144، و منظومهاي هم دربارهٴ تاريخ ارمنستان. واهرام اورفايي (نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم) بر اين منظومه تكملهاي نوشت. نامههاي ديني و خصوصي نرسس داراي ارزش تاريخي زيادي است. در يكي از آنها خطاب به شخصي در ساموساتا، شرح ميدهد كه تحت چه شرايطي ميتوان مسيحيان پارسي (؟) را در زمرهٴ ارمنيان پذيرفت. در پنج نامه خطاب به ميخائيل كومنني و به بزرگان بيزانسي دربارهٴ امكان متحد شدن كليساي يوناني و ارمني بحث ميكند.
ب. بني اسرائيل
سموئيل بن عباس
¿ فصل نوزدهم دربارهٴ رياضيات و اخترشناسي.
مُنَجَـع بن صَـدَقه
شمسالدين ابوالفرج منجع بن صدقه. متكلم سامري، در اواخر سدهٴ دوازدهم، در دمشق برآمد؛ پسرش صدقه پس از 1223، درگذشت. او رسالهاي به زبان عربي به نام مسائل الخلاف نوشت، راجع به اختلاف ميان سامريان و يهوديان. ظاهراً با آثار سعدياي جايون (نيمهٴ اول سدهٴ دهم)، آشنايي خوبي داشت. تفسيرهايي بر عهد عتيق بدو منسوب است.
ج. اسلام
يزيديه
يزيديه نام فرقهاي است كه احتمالاً مقارن سدهٴ دوازدهم، در ميان قبايل كُرد رشد يافت. اين دين ناشي از نوعي تمايل به تلفيق اديان مختلفي است كه محتملاً هستهٴ اصلي آن دين زرتشتي بوده